یلدا.................

 

به لب‌هات که نگاه می‌کنم
تشنه‌ام می‌شود.
در خاطره‌ی بيداری‌ام
برهنه‌ای
و در حافظه‌ی خوابم
خيس.
...
پلک می‌زنم
با زنگوله‌های آسمان
خيس
در موج می‌درخشی
و در اوج می‌رقصی
چون ستاره‌ای آتش‌گرفته
يا گلی شکفته