خسته ام.بیشتر از تو

حتی خسته تر از ،تمام قاب های به دیوار زده

و کوچه هایی که بوی خاکــــ گرفته اند
...

خسته ام.........از خودم

بیشتر از تو

و بیشتر از دنیایی که سرش به تنش به زور هیــــچ فلسفه ای

هم نمی ارزد!

این شعر را میدهم و از تمام دنیا که بزرگی اش به چشم هیــــچکس

کوتاهی نمیکند،یک خیابان میگیرم

بدون هیــــــــــــــــــــــچ اسمی..........

بدون هیچ رفت و آمدی

و هیــــــــچ آدمی!

میخواهم با یک دل سیر توی آن قدم بزنم تنها

و بدون دغدغه هایی که فکرت را به لرزه در می آورند.......