دوباره تنها شده ام,

مثل برگی از بهار در زمستان,

مثل قطره ای باران در یک روز آفتابی,
...
مثل یک لبخند بر لبان آواره ای در بهشت,

نگاه نمیکنم چه بر سر خودم آورده ام,

من به این بی تفاوتی ها عادت کرده ام,

کافه چی ! یک فنجان قهوه ی دیگر...