ازیاد رفته
اومدم کمی با خاطراتم خلوت کنم
روی دست خودم مانده ام
آینه ها را زیر و رو می کنم
می تکانم حتی
خبری نیست
مرا اگر می بینید
...
تصویر ِ تداوم یافته ی ذهن شماست
من گم شده ام
آقا!
ساعت...
ببخشید نه؛ آینه دارید!
+
نوشته شده در شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 13:41 توسط ازیاد رفته |
خانه
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
تیر ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
آرشیو موضوعی
تنهایی
پیوندها
شب بارانی
دخترک تنها
مانده ام تنها ده قدم تا کوی عشق
یک چمدان حرف
دلنوشته هاي ما
خط زدن بر من اغاز بی لیاقتی توست
حامی جوان
نقطه اوج احساس ايرانی در صداي مجتبي شريف
رویای خیس
دیونه تر از مجنون
تنها تر ازخدا
بی تو تنهام...
رویای مقدس
كُل بادام
روزهای سرد
نگاه نکن
خود عشقی
پرنسس رویا
دل شكسته
BLOGFA.COM